آیا تا
به حال بر نحوهی رفتار خود و اطرافیان خود دقیق شدهاید ؟ آیا هیچ توجه كردهاید كه تا چه اندازه اعمالی
كه از ما سر میزند دارای اصالت و منشاء
عقلانی است و یا چهقدر از روی پیروی كوركورانه است؟
آدمی
موجودی است كه برای بقا مانند سایر موجودات همواره میبایست اعمال و رفتاری را
انجام دهد كه او را از گزند مخاطرات پیش
رو محفوظ نگاه دارد و در عین حال بهسوی كسب موقعیتهای برتر رهنمون گردد و در این
مسیر تمایز آدمی از سایر موجودات، برخورداری از خرد است خردی كه به عنوان پیچیدهترین
سلاح بشر در طی قرون و اعصار موجب تسلط وی بر كرهی خاك شده و به نوعی تنها وجه ممیزهی
او نسبت به سایر حیوانات به شمار میرود. بدينسان است كه انسان میتواند منافع
بلند مدت خود را بر خسارات و يا حتا منافع كوتاه مدت خود برتری بخشد.
احتمالن
این پاراگراف بیش از حد تكراری و واضح به نظر میرسد اما قصد من از بیان آن،
بازنگری رفتار روزمرهی خودمان از آیینهی خرد است آنهم به سادهترین و اولیهترین
جنبهی آن یعنی عامل تداوم بقا. واقعیت این است كه ما به قدری نسبت به عقلانی
بودن اعمالمان مطمئن هستیم كه غالبن حاضر نیستیم تن به تیغ نقد رفتارمان بسپاریم.
اگر باور نمیكنید كمی به اطراف خودتان بنگرید، چند نفر را میشناسید كه توانایی
حركت در مسیر مخالف را دارند؟ چند نفر را میشناسید كه در انتخابهایشان صرفن از
جریان غالب پیروی نمیكنند و میتوانند صلاح خود را بر مبنای نیازی ویژه برگزینند؟
در خوراك در پوشاك در نحوهی صحبت كردن، در فیلمهایی كه میبینند و در مكانهایی
كه برای مسافرت میروند.
این صحنه
را همه دیدهایم كه در یك پاساژ ناگهان مشتریان هجومی غیر متعارف را برای خرید به یك
مغازه میآورند بی آنكه اكثرن از دلیل آن
آگاه باشند وحتا خریدهایی بر همین روال انجام میشود كه نتیجهای ناامیدكننده در پی
دارد. و یا در رستوران میبینید افراد غذاهای مشابهی را سفارش میدهند بیآنكه
تناسبی با ذائقه و یا سلامتشان داشته باشد. مثالها فراوان است از شیوهی تحصیل
فرزندان گرفته كه همه باید - بدون در نظر گرفتن استعداد - دكتر ومهندس شوند و
مدارس خاص بروند و معلمهای خصوصی داشته باشند، تا حتا محل زندگی. واقعن چند نفر
را میشناسید كه از سر ناچاری و یا كسب موقعیتی برتر مهاجرت كردهاند و جایی كه
مهاجرت كردهاند را نیز برمبنای ایده و آرزویی شخصی برگزیدهاند؟ قصهی جراحی بینی
جوانان كه دیگر نیاز به گفتن ندارد.
ممكن است
بر من اینگونه خرده بگیرید كه استفاده از تجربهی دیگران، خود ساحتی از خرد است.
كاملن موافقم اما سنجش تجربهی دیگران در بوتهی خرد آنهم خردی كه حاوی نیازها و
ویژگیهای شخصی مااست، وظیفهایست كه بیشتر اوقات فراموش میشود. درست است كه وقتی
توجه اكثریت برنقطهای متمركز میشود، جلب شدن توجه ما ناگزیر است و حتا عقلانی ولی
پیش از آنكه زمان زیادی را صرف رسیدن به آن بكنیم بایست تناسب و اصالت آن را بسنجیم
شاید نقطهی دیگری برای ما مناسبتر باشد.
بیشترِ ما بدون آنكه خودمان بدانیم داریم بر
اساس امیال و سلایق دیگران زندگی میكنیم ومهار خرد نقاد خود را به كسانی دیگر
سپردهایم كسانی كه حتا نمیدانیم دقیقن چه كسانی هستند؛ یك تودهی انسانی مبهم كه
شاكلهی آن را ملقمهای از سادهانگاریها، خرافات، حرصها و ترسهای تاریخی یك
ملت با قومیتهای متنوع رقم میزند. اینجاست كه تراژدی آغاز میشود؛ شارلاتانهای
فرصتطلب با سؤاستفاده از همین خصلت شروع به بهرهبرداریهای گوناگون از منابع و
منافعی میكنند كه متعلق به كلیهی افراد است. با ابزار قرار دادن عقاید مذهبی و راهانداختن
عدهای سادهلوح به دنبال خود، جمع كثیری از مردم را كه ناخواسته مقهور حركت توده
واراینان شدهاند، تحت كنترل درمیآورند مردمی كه بیاراده - صرفن براساس قاعدهی
فوق – از جمعیتی تبعیت میكنند كه احتمالن در مصاف تك به تك به هیچوجه سخنی را از
آنان نمیپذیرند چه برسد به آنكه بخواهند از ایشان تبعیت كنند. و یا برعكس با
ترساندن عدهای از عواقب یك عمل، جمعی را از نزدیك شدن به حوزههایی كه منافع نامشروعشان
را ممكن است به مخاطره اندازد، دور نگاه میدارند. آیا تا به حال افرادی را ندیدهاید
كه با وجود انتقاد از ظواهر قشری مذهب، پول خود را داخل امامزادهها میریزند و
عملن با اینكار به بساطی دامن میزنند كه خود مخالف آنند؟ و يا افرادی كه از ترس
حاضر نيستند مشروعترين آرزوها و عقايدشان را در محيطی اجتماعی مانند فيس بوك
ابراز كنند.
در واقع
اگر مردم در اعمال و افكارشان مطابقت با خرد را فراموش نكنند و آگاه باشند كه نسبت
به منافع خود و همنوعانشان مسؤول هستند، قطعن به این سادگیها به بند كشیده نمیشوند
و برای همین است كه آندسته از افراد كه شهامت حركت در خلاف مسیر جریان غالب را
دارند، بسیار ارزشمند هستند. كسانی كه همیشه میتوانند اولین نفر باشند كه در مسیری
متفاوت گام مینهد.
چون شير
به خود سپه شكن باش فرزند
خصال خويشتن باش
ما پس از
حوادث سال 88 بسیار ترسیدهایم و بسیار سرخورده ولی منافع ما ایجاب میكند كه از
جمع تبعیت نكنیم و اجازه ندهیم كه آینده خود و فرزندانمان را عدهای رقم بزنند كه
به دنبال انبوه جمعیت احساساتی شدند و آمدند و شلوغ كردند وبا آغاز سركوب دیگر اثری
از آنها نبود. همیشه هستند بزرگانی كه اولین گامهای درست را بردارند اینان «صف
شكنان» هستند. همهی ما باید چنین بیاندیشیم و چنین عمل كنیم. هیچكس نباید منتظر
قدمهای دیگری باشد. هر فرد بایست بدون اینكه اسیر احساسات شود و بدون اینكه
فراموش كند در پیشگاه خرد نسبت به آیندهی
خود و بستگان و هممیهنانش مسؤول است، گام درستِ خود را بردارد. اكنون مردم مصر را
در پیش رو داریم كه در آستانهی رقم زدن سرنوشت خویشاند قصد مقایسه ندارم بسیاری
از شرایط متفاوت است اما نباید فراموش كرد كه ما یك گام و نیم از ایشان جلوتریم یك
گام در گل فرو رفته در سال 57 و یك گام نیمه در سال 88.
تاریخ بیرحمانه
به پیش میرود فرصتها دائمن موجود نیستند برای اصلاح رویههای نادرست. باشد كه ما
از صف شكنان باشیم نه از پسروان.
تمامی
جسارت مرا در جنوبیترين جلوهی جلجتا
به دندان جبن
جويدند
و اينك
تفالهی جنون منست
كه به ندای جليل
و از جبين جبهی خونين عيسا
به جانب جيزه و جبل
جاری گشته است...