انسان پرورده
انسان پروار
آنان که مرگ را
بدن می آمايند
بايد که به قامت
بايد که هشيوار
پندار من زندگی من است،با خودش میکشم به هر پستی. به هر اوج. زیبنده تر مقام ومکان برای من، برای بودِ من، برای مرگ من، برازنده ترین جایی است که
پندار مرا است
اندیشهء مرااست
شایستهء امکان.
اگرم چنین شاد میباید زیست- که باید- پس پندار من به جای بوده و پویان. پس مرگ مرا چون بوسه ای است بر گونه، از الهه وصال. نقطه پایانی زیبا بر یک قصیده یا غزل فریبا.
