تبليغاتX
پرهیب

پرهیب

جاییکه نور نباشد تنها سایه ای محو از حضور خود خواهی بود

 

به چه ساده گي خاكستر مي شوي

به چه ساده گي...

به چه ساده گي پهلو به پهلوي مرگ مي سايي

به چه ساده گي...

به چه ساده گي آن چهره سپيد

سيه فام مي شود

به چه ساده گي آن قلب رئوف

لجن مال مي شود

به چه ساده گي آن همه،

اين قدر مي شود

كيست كه هست؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/01/29ساعت 16:47  توسط پرهیب  | 

 

 زمان درازی از آخرین نوشته من میگذرد.

زمستان زیبا همیشه برای آنانی که مانند من چشمانی نیمه بسته دارند، الهام بخش بوده است

آنان که به سکون و آهستگی طبیعت تأملی عارفانه به خرج می دهند

 

اما زمستان گذشت بی هیچ الهامی و هیچ کلامی

باشد که بهار سرمست، چون درختان، مرا نیز بارور کند...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/01/22ساعت 17:0  توسط پرهیب  |