من کجا خوابیدم؟
من کجا بیدارم؟
به چه آیین نوازم سازم؟
یا چه سان پردازم
کلماتی که آیند به بازوی خیال...
.
.
.
تو بدان از اینک ای بی همه چیز !
آنکه گوید همه «چیز»
سوگل اهل تمیز
به هزاران سخن ناسره نیز
نتوانی اش به در کرد
ز میدان ستیز !
به جنيفرلوپز راي بدهيد
از آنجايي كه راي دادن يك پديده فوق ناموسي است و مردم غيور و ناموس مند ما حاضرند جانشان را بدهند اما راي مقدسشان را به همين راحتي توي صندوق نريزند لازم است نكاتي خدمت انور دوستان عزيز عرض شود.
1- در دوره قبل هر قدر حلقمان را پاره كرديم كه برويد به معين راي بدهيد يك سري از دوستان عزيز مدام افاضات كردند كه مگر چه فرقي مي كند و مگر اينها چه گلي به سر ما زده اند و همه شان سر وته يك كرباسند و ... بعدش كه دور دوم شد همه شان به شكر خوردن افتادند كه برويم راي بدهيم اين اگر بياد زن و مرد رو وادار مي كنه چادر بزنه سرش. بعد كه دير شد و اين بابا آمد و خوب فرقش حسابي رفت توي چشمشان.
2- يك سري آدمها هستند كه اصولا تحريم مي كنند. خدا مي داند چه چيزي را تحريم مي كنند.. تحريمشان هم اين است كه توي خانه مي نشينند و آنهايي كه راي مي دهند را مسخره مي كنند. اسمش را مي گذارند مبارزه منفي. خدا مي داند كجاي اين كار مبارزه است كه آدم توي خانه اش قايم بشود و هيچ كاري نكند، هيچ كس هم توي دنيا نفهمد كه او توي خانه اش نشسته و هيچ كاري نمي كند و هيچ كس هم خبر دار نشده كه كسي چيز يا تحريم كرده. يكي نيست بگويد عزيزم انقدر مبارزه نكن خطرناك است.
3- اين آدمهايي كه تحريم مي كنند فكر مي كنند چون خودشان و مادر و پدر و خاله شان تحريم كرده اند و به جايش آن روز رفته اند لواسان با دختر خاله پسرخاله هايشان زده اند رقصيده اند فعاليت سياسي و مبارزه منفي كرده اند. اينها فكر مي كنند كه وقتي خودشان و بقيه يك ميليون نفري كه صداي آمريكا نگاه مي كنند راي ندهند صندوقهاي راي خالي مي ماند و بعد دولت مي آيد توي تلويزيون اعلام مي كند كه فقط 5% از واجدين شرايط در انتخابات شركت كرده اند و ما فهميديم كه مشروعيت نداريم و حالا مي خواهيم برويم كنار. سر چهار راه هم همه مي ايستيم تا ما را به تير هاي برق آويزان كنند.
4- اين عزيزان فرهيخته عبارت زيبايي بلدند كه مفهومش اين است كه راي دادن به مشروعيت نظام كمك مي كند. اولا كه معلوم نيست كه چرا در نظامي كه بارها و بارها مسوولينش اعلام كرده اند كه در نظام اسلامي راي مردم جايي ندارد و حكم حكم خداست، انتخابات مشروعيت را بالا مي برد. يعني اينكه انتخابات به عنوان مهمترين ركن دموكراسي چطور مشروعيت يك نظام ضد دمكراتيك را بالا مي برد.
5- در كشوري كه حداقل 40 درصد مردم از روي تكليف شرعي راي مي دهند و اسامي را به ترتيب حروف الفبا و فقط به خاطر ذخيره آخرت توي صندوق مي ريزند و رايشان با آن آقاي پروفسور جامعه شناس و فلان وكيل پايه يك دادگستري يك ارزش را دارد، و صدا سيما هم خيلي راحت مي تواند 40% را 60% اعلام كند( كه از ميانگين جهاني بالاتر است) چرا بايد تحريم چند تا از اين مبارزان شجاع، تاثيري در مشروعيت نظام داشته باشد.
6- اگر توي آمريكا 50% مردم توي انتخابات شركت نمي كنند براي اين است كه مسائلي كه براي بحث بين كانديداها باقي مانده محدود مي شود به حق ازدواج همجنسگرايان، رابطه با ايران و ميزان حقوق بازنشستگي كارمندان كه خيلي واضح است كه آنهايي كه نسبت به همجنسگرايي گرايش يا تضاد خاصي ندارند در انتخابات شركت نمي كنند. اما در ايران فرق دو كانديدا به ازدواج همجنسگرايان و بيمه مادام العمر بازنشستگان محدود نمي شود. ممكن است يكي بيايد و ايران را با جنگ نابود كند و همه ثروت مملكت را بين فك و فاميل و افراد دهاتش پخش كند و هر كسي را كه اعتراض كرد زير شكنجه بكشد و به پليس دستور بدهد توي خيابان زنها و دختران مردم را بگيرند و بعد از تجاوز توي زندان دار بزنند و هر روز توي تمام نقاط دنيا تمسخرش كنند و پول مملكت را توي حلق كشورهاي تازه كشف شده آفريقايي بريزد و روزنامه ها را ببندد و كتاب ها را ممنوع الچاپ كند و تحصيل كرده ها را فراري بدهد و هر وقت كه توي تلويزيون ديده مي شود تن و بدن مردم بلرزد و همه كشورهاي دنيا را به تحريم و تهديد ايران وادار كند. در مقابل ممكن است كانديداي ديگري باشد كه اگر هيچ كار مثبتي نمي كند لااقل همين كارهاي وحشت ناك را هم نكند. .
خانهام آتش گرفته .....

فراموش نكن من و تو كه در ايران زندگي ميكنيم هر چقدر كه از سياست و بازيهاي آن بيزار باشيم، هر چقدر كه از روند حوادث سياسي سرخورده شده باشيم، و هر اندازه كه دايي جان ناپلئون وار دستان بيگانه را در تحولات سياسي اين كشور دخيل بدانيم، تمام شؤون زندگيمان متأثر از آشفتگيهاي تاريخي پهنه سياست اين مرز و بوم است و اين من و تو هستيم كه برآيند اين فعل و انفعالات را بر جسم و جان خود و نزديكانمان ميبينيم و تحمل ميكنيم. پس...
به نام خدا
پیروزی مهندس موسوی، پیروزی ایمان، استقامت و آزادگی است. و من این پیروزی را پیروزی خود و همه کسانی میدانم که دوم خرداد را آفریدند. با شرکت «من»، «تو»، و «ما» به یاری خداوند بیست و دوم خرداد را به دوم خردادی پویاتر و امروزیتر مبدل میکنیم.
سیدمحمد خاتمی
خرداد 1388

فيلتر شدن شبكه اي اجتماعي مانند Face book جز اثبات بی علاقه گی برخی به گرم شدن تنور انتخابات با شرکت من و تو در این رقابت می باشد؟
وقتي من راي ميدهم بدين معنا است كه براي مفهوم انتخابات به عنوان يكي از ابزارهاي دموكراتيك كنترل جوامع بشري احترام قائل هستم. يعني براي ركن جمهوريت نظام (كه خيليها ميخواهند از زير آن شانه خالي كنند) ارزش قائل هستم.
راي دادن حق من است، اين وظيفهي نظام است كه براي من حق انتخاب قائل باشد. من براي اعلام راي خود ميكوشم، هرچند كه مناسبترين انتخاب براي من فراهم نباشد.
من راي ميدهم تا به اندازهي توانم حركتي را در جهت اصلاح وضع موجود به سوي شرايط بهتر (نه صرفاً ايدهآل) انجام داده باشم تا فرزندانم در آينده نسبت به بيتفاوتي من در قبال آنچه بر سرزمين مادريشان رفته است، خرده نگيرند.