امروز بايد از فوتبال نوشت. حتا اگر كسي باشي كه كم مينويسد و كم ميگويد و حتا اگر وبلاگت را براي موضوعات غير ورزشي راه انداخته باشي. ببينم اصلا مگر فوتبال ورزش است؟
برداشت من از ورزش آمادگي و ورزيدگي جسم است يعني قدرت، يعني چالاكي، يعني سلامت.

حق با شماست. براي موفقيت در فوتبال به همه اينها نياز داريد ولي انصافاً آيا وقتي شما مسابقه ايران و مكزيك را تماشا ميكرديد نشسته بوديد ببينيد مهدويكيا و كريمي چقدر ورزيده و چابك شدهاند؟ يا رحمان رضايي تا چه اندازه عضلاتش را پروار كرده؟ اگر اينطور باشد كه چندان نبايد از نتيجه بازي يكشنبه شب ناراحت باشيد زيرا كه بازيكنان ايراني پا به پاي رقيب دويدند و در مصافهاي تك به تك هم كم نياوردند. اما قطعاً موضوع چيز ديگري است چون در ته قلب شما هم مانند من چيزي دارد لگد ميزند كه ربطي به ورزش ندارد.
در زمانهاي قديم مهمترين وظيفه مردان جنگيدن بود وشركت در كشورگشاييها (ويا دفاع در برابر كشورگشايان). بنابراين اوقاتي را كه مجبور بودند در صلح و صفا به بطالت سپري كنند، سعي ميكردنند با تفريح لذتبخشي پر كنند كه عبارت بود از حضور در ميدانهايي ويژه و تماشاي مبارزه گلادياتورها با اسيران جنگي كه همانند خود جنگها در آن زمان بصورتي كاملا درگيرانه و پر افت و خيز انجام ميشد. نتيجه پرداختن به چنين تفريحي اين بود كه نياز رواني مردان به هيجان در زمان صلح كه زمينه دستيابي به پيروزي در زمان جنگ را فراهم ميآورد، برآورده ميشد. هر چند كه شايد خيلي هم جوانمردانه نبود.
اما در اين دوره و زمانه مردان نه تنها وظيفه جنگيدن و كشورگشايي ندارند بلكه بايد همواره از الگوي جهاني "جنتلمن" پيروي كنند كه به اعتقاد من باعث اصلي بوجود آمدن تعارضات دروني و بيروني انسان مذكر امروزي است. آقايان مؤظف هستند هر روز با آداب و تشريفات معيني لباس بپوشند، صحبت كنند، سرفه كنند و حتا سرشان را بخارانند كه عنصر غالب تمامي اين رفتارها، نرمخويي متظاهرانهايست كه ملاك جنتلمن بودن مردها تلقي ميگردد. اينكه شما تا چه اندازه به چنين رفتاري اعتقاد داريد ويا خو گرفتهايد موضوع اصلي نيست زيرا در درون همه مردها يك مرد اساطيري وجود دارد كه كماكان با پيروي از صورت مثالي خود ميل به شكار و نبرد داشته و اصلا نميتواند روزمرگي رفتاري اين موجود بينوايي -كه او را احاطه كرده است- را درك نمايد. نتيجه اين ميشود كه اين مرد اساطيري محترم به هر چه كه شباهتي به آن خاطره موصوف داشته باشد ميآويزد و.....چه مصافي دلاورانهتر از فوتبال!
به اين جمله توجه كنيد: "فوتبال يك بازي احمقانه است كه بيست و دو نفر دنبال يك توپ مي دوند و دست آخر آلمانها قهرمان مي شوند" . در اين ضرب المثل انگليسي مي توان عصاره تمام كينه و نفرتي راكه ملت انگليس و آلمان براي آخرين بار در جنگ جهاني دوم به يكديگر نثاركردند، دريافت. بي ترديد يكي از مهمترين عواملي كه مارادونا را اسطوره آرژانتين كرده است، برميگردد به آنچه كه در جريان جام جهاني 82 بر سر انگلستان متجاوز آورد. به نظر من واژه "شهرآورد" جايگزين مناسبي براي داربي است زيرا به خوبي جنبه جدال و نبرد مستتر در فوتبال را كه به شكل دعواي محله با محله نمود پيدا ميكند، بيان ميكند.
بله، با اين توصيفات مي توانيد دليل حالات عجيبي را كه پس از شكست يكشنبه شب گذشته بدان دچار شديد دريابيد و توجيه كليه حركات به ظاهر نامعقول و عصبي خود را درك نماييد. اين مردانگي ايراني است كه شكسته است آن هم به گونه اي كاملا قابل پيشگيري و اجتناب پذير .
بايد قبول كرد كه در اين دوره و زمانه ايراني بودن واقعاً وضعيت دشواري شده است. در هر لحظه هزاران سرخوردگي و تنش متنوع شما را احاطه ميكند .به گونه اي كه مرد درون شما به مردك بي خاصيتي تبديل ميشود كه در گوشه اي از قلبتان كز كرده و با حسرت به تاخت و تاز مردانگي هاي ديگران مي نگرد.
نه در عرصه سياست جايگاه شايسته اي كسب شده، نه در عرصه فرهنگ و هنر، و نه حتا در عرصه علم - با اينكه اين روزها زياد تبليغ آن را ميكنند- وضع اقتصاد هم كه نياز به توضيح ندارد تنها مي ماند همان خودارضايي (ببخشيد كه اين كلمه را بكار مي برم) مختصري كه از عرصه فوتبال ممكن است نصيب ما شود كه آنرا هم با شايستگي هرچه تمام تر ازما سلب مي كنند.
تنها بهانه باقي مانده براي ابراز وجود و براي اعلام اينكه هنوز هم ريشه هاي زنده اي از يك فرهنگ رفتاري كهن باقي مانده كه مي تواند محصولي به غير از دشمن تراشي بين المللي و خرافات محوري داخلي داشته باشد.
پس بگذاريد آزادانه فرياد بزنم؛ آقاي علي دايي! اگر به فكر داوري ديگران در مورد خودت نيستي و به شمايلي كه از تو در ذهن مردم ايران باقي مي مونه اهميتي نمي دي ، آقاي برانكو ! اگر به اعتباري كه براي يك مربي سطح اول جهاني با ارائه يك بازي تهاجمي و دليرانه ممكنه كسب بشه فكر نمي كني، به غرور من ايراني فكر كن كه از پس اين همه جريحه، حق داره هنوز زنده باشه. وجود داشته باشه.
و حتا كاهلانه
بنگر به نگاه حسرتبار اين همه مردانگي فرو كوفته شده.......و بيشترش مكوب.