در ساحل نشسته ام
خيره به امواج
يارای نشستن ام نيست
كه بر كرانه ی دريا
هميشه رقص افسونگر امواج
اغواگرانه
مرا به پهنه فراخوانده است
.
.
به من بگوييد ای دوستان !
آبي ِ دريا پس انداز ِ هزارتوی كدام افسانه ی سر به مهر است
كه من
هميشه كاكل امواج را سبز ديده ام
